پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۵۴

حیف است که سر در سر مینانکند کس

با دختر رزعیش دوبالا نکند کس

زان پیش که در خاک رود، قطره خود را

حیف است که پیوسته به دریا نکند کس

در گرگ نبیند اثر جلوه یوسف

تا آینه خویش مصفا نکند کس

دیوانه درین شهر گران است به سنگی

چون سیل چرا روی به صحرا نکند کس؟

در چشم کند خانه، مگس را چو دهی روی

با سفله همان به که مدارا نکند کس

حال دل صائب ز جبین روشن و پیداست

این آینه ای نیست که رسوا نکند کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۵۶هیچ نوشی نیست بی نیش ای پسر هشیار باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۵۷مرد صحبت نیستی، از دیده ها مستور باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۵۸از تماشای پریشان جهان دلگیر باش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۵۹چون صدف در حلقه دریادلان خاموش باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۶۰چون لب پیمانه زنهار از سخن خاموش باش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶۱بادهٔ گل‌رنگ شو یا شیشهٔ بی‌رنگ باش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۶۲از زمین دامن بیفشان همسفر با ماه باش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶۳گاه در پای خم و گه بر سر سجاده باش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.