پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶۱

بادهٔ گل‌رنگ شو یا شیشهٔ بی‌رنگ باش

بوی خون می‌آید از نیرنگ، بی‌نیرنگ باش

چند در نیرنگ‌سازی روزگارت بگذرد؟!

شبنم بی‌رنگ شو، با خار و گل هم‌رنگ باش

در حریم عشق و بزم حُسن تا راهت دهند

سینهٔ بی‌کینه و آیینهٔ بی‌زنگ باش

نخل از جوشِ ثمر، در دست طفلان عاجزست

بید شو، دندان ارباب طمع را سنگ باش

بزم مِی را شیشهٔ بی‌باده سنگ تفرقه است

سنگ گَرد و دَرْ شکستِ چرخ مینارنگ باش

با لباس جسمْ ما را بخیهٔ پیوند نیست

سبزهٔ شمشیر گو فرسنگ‌درفرسنگ باش

تا مگر صائب دَرِ فیضی به رویت وا شود

غنچه‌آسا در گلستان جهان دل‌تنگ باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۶۳گاه در پای خم و گه بر سر سجاده باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۶۴چشم و گوش و لب ببند، از شور و شر آسوده باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۶۵روشناسِ اهلِ مشرب چون درِ میخانه باش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۶۶در گلستان بلبل و در انجمن پروانه باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۶۷پیش میخواران سبک چون پنبه مینا مباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶۸تاتوان دزدید سر در جیب خود سرور مباش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۶۹می کشی چون با حریفان باده لایعقل مباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۷۰از خدا در عهد پیری یک زمان غافل مباش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.