پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۵۶

هیچ نوشی نیست بی نیش ای پسر هشیار باش

خواب شیرین پشه دارد درکمین بیدار باش

قرب آتش طلعتان تردامنی می آورد

آب پای گل مشو، خارسردیوار باش

نشأه زندانی بود در شیشه های سر به مهر

گرسری داری به شور عشق،بی دستار باش

جز سرانگشت ندامت نیست رزق کاهلان

مزد می خواهی، چو مردان روزو شب در کار باش

مهر خاموشی صدف راکرد معمور از گهر

لب ببند از گفتگو، گنجینه اسرار باش

آب را استادگی آیینه گلزار کرد

پا به دامن کش درین بستانسرا سیار باش

خار بی گل را گل بی خار سازد احتیاط

جمع کن دامان خود فارغ ز زخم خارباش

صحبت پل می کند سیلاب را پا در رکاب

چون دوتا گردید قد صائب سبکرفتار باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۵۸از تماشای پریشان جهان دلگیر باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۵۹چون صدف در حلقه دریادلان خاموش باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۶۰چون لب پیمانه زنهار از سخن خاموش باش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۶۱بادهٔ گل‌رنگ شو یا شیشهٔ بی‌رنگ باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۶۲از زمین دامن بیفشان همسفر با ماه باش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶۳گاه در پای خم و گه بر سر سجاده باش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۶۴چشم و گوش و لب ببند، از شور و شر آسوده باش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶۵روشناسِ اهلِ مشرب چون درِ میخانه باش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.