پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۳۸

در جنون فکر سرو سامان ندارد هیچ کس

مدعا چون دیده حیران ندارد هیچ کس

در دیار ما که روزی ازدل خود می خورند

آرزوی نعمت الوان ندارد هیچ کس

زیر چرخ نیلگون، چون پسته، آن هم زیر پوست

با دل پرخون لب خندان ندارد هیچ کس

در دیار ما که جان از بهر مردن می دهند

آرزوی عمر جاویدان ندارد هیچ کس

عالمی را رفته است از خانه سازی پا به گل

فکر خودسازی درین دوران ندارد هیچ کس

می شود اوقات مردم صرف در تعمیر تن

فکر آزادی ازین زندان ندارد هیچ کس

بر ندارد طوق منت گردن آزادگان

شکرالله دست در احسان ندارد هیچ کس

میوه های سردسیر عقل، صائب نارس است

سینه گرم و دل سوزان ندارد هیچ کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۴۰دامگاه تازه ای پرواز را منظور بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۴۱شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۴۲طاق ابروی توازکون ومکان مارا بس
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴۳حجت شور قیامت لب خندان تو بس
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۴۴داشت امروز رخ یار حجابی که مپرس
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴۵باز دارم به نظر خط غباری که مپرس
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۴۶زپرده داری هستی است در حجاب، نفس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۴۷دردی که سازگار تو گردد دواشناس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.