پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۳۷

حرف آن حسن بسامان از من مجنون مپرس

شوکت بزم سلیمان از من مجنون مپرس

می شود شق جامه صبح از شکوه آفتاب

باعث چاک گریبان از من مجنون مپرس

نیست ملک بیخودی را ابتدا و انتها

عرض و طول آن بیابان از من مجنون مپرس

آتش سوزان نمی دارد خبر از زخم خار

تیزی خار مغیلان از من مجنون مپرس

نخل بی برگ از دم سرد خزان آسوده است

سرد مهریهای دوران از من مجنون مپرس

سنگ چون یاقوت شد، ایمن شود از انقلاب

حال چرخ حال گردان از من مجنون مپرس

سنگ و گوهر، دیده حیران میزان را یکی است

امتیاز کفر و ایمان از من مجنون مپرس

زین قفس عمری است مرغ وحشی ما جسته است

تنگی صحرای امکان از من مجنون مپرس

پیچ و تاب رشته جان را مسلسل می کنی

قصه زنجیر مویان از من مجنون مپرس

برنمی خیزد صدا از شیشه چون شد توتیا

سرگذشت سنگ طفلان از من مجنون مپرس

صائب آن زلف پریشان سیر را نظاره کن

باعث خواب پریشان از من مجنون مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۳۹نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۴۰دامگاه تازه ای پرواز را منظور بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۴۱شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴۲طاق ابروی توازکون ومکان مارا بس
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۴۳حجت شور قیامت لب خندان تو بس
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴۴داشت امروز رخ یار حجابی که مپرس
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۴۵باز دارم به نظر خط غباری که مپرس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۴۶زپرده داری هستی است در حجاب، نفس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.