پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۸۱

نظر به روی تو خورشید آب وتاب ندارد

بدیهه عرق شرم آفتاب ندارد

اگر چه هست برآن زلف پیچ وتاب مسلم

نظر به موی میان تو پیچ وتاب ندارد

دماغ خشک مرا کرد نامه تو معطر

که گفته است گل کاغذی گلاب ندارد

چگونه نرم شود از فغانم آن دل سنگین

که گر به کوه رسد ناله ام جواب ندارد

ز آبروست گرانقدر آدمی به نظرها

به نرخ خاک بود گوهری که آب ندارد

خوشا کسی که درین خاکدان به غیر دردل

دگر امید گشایش به هیچ باب ندارد

بود ز طول امل تار و پود طینت پیران

زمین شور به جز موجه سراب ندارد

ستاره سوز بود آفتاب صبح قیامت

بیاض گردن او خال انتخاب ندارد

ز بخت ماست چنین تلخ گوی آن لب شیرین

وگرنه آب گهر موج انقلاب ندارد

اثر ز آبله شکوه نیست در دل عارف

ز آرمیدگی این بحر یک حباب ندارد

بس است بیخبری عذر خواه باده پرستان

گناه عالم آب اینقدر عتاب ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۸۳ستاره سوخته پروای اعتبار ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۸۴گل همیشه بهار سخن زوال ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۸۵همین نه سینه ما آه صبحگاه ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۸۶دهان بوسه فریب ترا پیاله ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۸۷رخ تو رنگ زگلگونه شراب نگیرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۸۸نگه ز چشم تو چون چنان نشأه مدام نگیرد
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۸۹خوشا دلی که در اندیشه جمال تو باشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۹۰به جای سبزه چو ایام زندگی بسر آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.