پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۶۵

خوش آن که خواب راحت برخودحرام سازد

پیش از تمامی عمر خودرا تمام سازد

آب حیات آثار گر در جهان نباشد

کس عمر بی بقا را چون مستدام سازد

روی گشاده باشد مفتاح بی زبانان

آیینه طوطیان را شیرین کلام سازد

ترک جهان فانی شوق سرای باقی

دارفنا به منصور دارالسلام سازد

از چشم شور حاسد خط امان ستاند

از لطف خاص هر کس با لطف عام سازد

ناقص به صبرگردد کامل که ماه نو را

خورشید در دو هفته ماه تمام سازد

از قرب سایه خود شوخی که می کند رم

عاشق چگونه اورا با خویش رام سازد

گفتم ز قید آن زلف خالش دهد نجاتم

غافل که حسن گیرااز دانه دام سازد

افتد ز کام بیرون از تشنگی زبانها

شمشیر غمزه اوچون با نیام سازد

چون گرد رهنوردان در دیده جا دهندش

آن را که خاکساری عالی مقام سازد

سنجیدگی سخن را مانع ز دخل بیجا

دندان محتسب کند سنگ تمام سازد

صائب ز جان اقامت جستن ز ساده لوحی است

ریگ روان محال است یک جا مقام سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۶۷از حلقه‌های آن زلف، دل صاحبِ نظر شد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۶۸در زلف ناامیدی روی امید باشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۶۹چون آفتاب هر کس روشن ضمیر باشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۷۰دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۷۱تن را اگر گذاری در عشق ما چه باشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۷۲گر بی طلب رسد رزق ما را عجب نباشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۷۳سر چون گران شد از می دستارگو نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۷۴کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.