پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۷۱

تن را اگر گذاری در عشق ما چه باشد

گراستخوان نگیری باز از هما چه باشد

عشق است مصر اعظم عقل است روستایش

زین بیش اگر نباشی در روستاچه باشد

از راه بیخودی عرش یک نعره وارراه راست

از خویش اگربرآیی ای نارساچه باشد

نی صاحب نوا شد تا ریخت برگ ازخود

گربرگ را بریزی ای خوش نوا چه باشد

موج از عنان فکندن سالم به ساحل آمد

گردست را ببندی پیش قضا چه باشد

با دوستان یکرنگ کفرست سرگرانی

با کاه اگر بسازی این گهربا چه باشد

تدبیر عقل ناقص با عشق برنیاید

اسباب مکر فرعون پیش عصا چه باشد

خاک از فتادگی شد مسجوداهل عالم

چون خاک اگرکنی صبردر زیرپاچه باشد

اکسیرخاکساری روشنگروجودست

گرچشم را نپوشی زین توتیا چه باشد

از پاس دل صنوبر سرسبزی ابدیافت

گرپاس دل بداری ای بیوفا چه باشد

شکرزنی سواری روی زمین گرفته است

پهلواگرندزدی از بوریاچه باشد

از بال پشه ای رفت بربادمغزنمرود

از کبراگرنگویی با کبریا چه باشد

با توتمام سودیم با خودهمه زیانیم

یکبار گرستانی ما را ز ما چه باشد

هیچ است فکر صائب در پیش فکر ملا

با آفتاب تابان نور سها چه باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۷۳سر چون گران شد از می دستارگو نباشد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۷۴کی از ستاره برمن سنگ ستم نیامد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۷۵از عشق یار نوخط دل زود می گشاید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۷۶از روی نو خط یار هر جا سخن برآید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۷۷چون رنگ می زمینا بیرون دوید باید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۷۸آن چشم اگرچه خود را بیمار می‌نماید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۷۹سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۸۰سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.