پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۷۷

چون رنگ می زمینا بیرون دوید باید

نه پرده فلک از هم دریدباید

کرسی چه حاجت آن را کز عرش برگذشته است

از زیر پای منصور کرسی کشید باید

سالی دو عید مارا از غم برون نیارد

از باده دوساله هر دم دوعید باید

گرحنظل فلک را در ساغری فشارند

با جبهه گشاده برسرکشیدباید

آنجا که شام ماتم گیسو ز هم گشاید

جانی به تازه رویی چون صبح عید باید

با هر سیه گلیمی نازکدلان نجوشند

تشریف پیرهن راچشم سفید باید

منشوررستگاری است طومار خودحسابان

در روزنامه خود هر روزدید باید

نوش دکان هستی آمیخته است با نیش

چون خنده ای دهد رو لب را گزید باید

سودای آب حیوان بیم زیان ندارد

از میفروش می رابا جان خرید باید

نتوان به پای رفتن این راه را بریدن

چندان که هست میدان از خود رمید باید

این آن غزل که گفته است وقتی کلیم غزنین

ای یار بی تکلف ما را نبید باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۷۹سفر گزین که سخن در وطن غریب نگردد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۸۰سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۸۱نظر به روی تو خورشید آب وتاب ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۸۲ز وعده های دروغش دل اضطراب ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۸۳ستاره سوخته پروای اعتبار ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۸۴گل همیشه بهار سخن زوال ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۸۵همین نه سینه ما آه صبحگاه ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۸۶دهان بوسه فریب ترا پیاله ندارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.