پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۵۹

پروای خط مشکین آن دلرباندارد

اندیشه از سیاهی آب بقا ندارد

با راستی توان برد از پیش کار حق را

موسی سلاح دیگر غیر از عصا ندارد

ظالم ز سختی دل بر کوه پشت داده است

غافل که بیمی از سنگ تیر دعا ندارد

انگشت اعتراض است کوته ز گوشه گیران

در خانه کمان تیر بیم خطا ندارد

دل واپسی فزون است سرکردگان ره را

پیرو چو پیشوایان رو بر قفا ندارد

آیینه با عذارش خود را کند برابر

رویی که سخت افتاد شرم وحیا ندارد

از حسن وعشق باشد پیرایه این جهان را

بی عندلیب وگل باغ برگ ونوا ندارد

عجز آورد به محراب روی گناهکاران

عامل چو گشت معزول دست ازدعا ندارد

مشکل بود کمان را تیر خدنگ کردن

امید راست گشتن قددوتا ندارد

صائب چو عمر خودرابربادمی دهی تو

یک گل ازین گلستان بوی وفا ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۶۱سودای عشق ما را بی نام وبی نشان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۶۲دل را به زلف پرچین تسخیر می توان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۶۳هر چند ره در آن زلف پیدا نمی توان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۶۴خالت ز خط مشکین دست دگر برآورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۶۵خوش آن که خواب راحت برخودحرام سازد
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۶۶از ترک گفتگو دل با معنی آشنا شد
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۶۷از حلقه‌های آن زلف، دل صاحبِ نظر شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۶۸در زلف ناامیدی روی امید باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.