پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۵۸

از حلقه های زنجیر سودا چه باک دارد

از گوشمال گرداب دریا چه باک دارد

همواری از خطرها دیوارآهنین است

از ترکتاز سیلاب دریا چه باک دارد

زخم زبان ندارد رنگی ز سخت رویان

از شیشه شکسته خارا چه باک دارد

طبع کریم خواهد تقریب بهر ریزش

از ساغر تهی چشم مینا چه باک دارد

ایمن ز بر گریزست آن را که نیست برگی

از چشم تنگ سوزن عیسی چه باک دارد

دلهای پینه بسته آسوده از گزندست

از رفتن عزیزان دنیا چه باک دارد

پرواز گوشه گیران بالاتراز سپهرست

از سربلندی قاف عنقا چه باک دارد

در پیش رحمت حق گرد گنه چه باشد

از سیلهای تیره دریا چه باک دارد

بر عاشقان گواراست صائب عتاب معشوق

از تیغ بازی مهر حربا چه باک دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۶۰پروای شکوه من آن سیمتن ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۶۱سودای عشق ما را بی نام وبی نشان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۶۲دل را به زلف پرچین تسخیر می توان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۶۳هر چند ره در آن زلف پیدا نمی توان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۶۴خالت ز خط مشکین دست دگر برآورد
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۶۵خوش آن که خواب راحت برخودحرام سازد
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۶۶از ترک گفتگو دل با معنی آشنا شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۶۷از حلقه‌های آن زلف، دل صاحبِ نظر شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.