پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۰۴

انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد

شکر خدا که عقده مشکل گشاده شد

قدر سخن بجا چو بود بیش می شود

نازل شود بهای نگین چون پیاده شد

فرش است نور زنده دلی در سرای من

تا لوح من چو آینه از نقش ساده شد

دامن شود بر آتش یعقوب پیرهن

از نامه شوق من به عزیزان زیاده شد

از چار پای جسم فرودآ که شد سوار

عیسی به دوش چرخ چوزین خر پیاده شد

ابروی یار تن به کشیدن نمی دهد

وریه کمان چرخ ز آهم کباده شد

صائب به نفس دون بود آزادگی گران

بی اعتبار گشت چو سگ بی قلاده شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۰۶پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۰۷تا چند دل ترا به هوا وهوس کشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۰۸اشکم به خاک چهره سیلاب می کشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۰۹کلفت ز چرخ دیدهٔ بیدار می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۱۰آیینه‌ام ز روشنی آزار می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۱۱از روی درد هر که ز دل آه می کشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۱۲از هیچ کس سپهر خجالت نمی کشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۱۳از سرگذشته سربه گریبان نمی کشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.