پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۰۲

مستانه سرو قامت او در خرام شد

طوق گلوی فاختگان خط جام شد

هر چند عشق دشمن کام است ازان دولب

قانع نمی توان به جواب سلام شد

شد شوق من به الفت لیلی یکی هزار

هر وحشیی که با من دیوانه رام شد

صید حرم نیم به چه جرم ای فرشته خوی

آب حلال تیغ تو بر من حرام شد

گردید طوق فاختگان طوق بندگی

روزی که سرو قامت او را غلام شد

ته جرعه ای که لعل تو برکاینات ریخت

در ساغر فلک شفق صبح وشام شد

زین پیش شغل عشق به خاصان نمی رسد

در روزگار حسن تو این شیوه عام شد

در دامگاه حادثه بال شکسته ام

از بس که ماند ناخنه چشم دام شد

ریگ روان حرص ندارد زمین پاک

کار گهر به قطره آبی تمام شد

زنهار سر ز گوشه عزلت برون میار

خون می خورد چو تیغ برون از نیام شد

دل خوردن است قسمت کامل که ماه نو

روزی خورد ز پهلوی خود چون تمام شد

بتوان گسست زود ز هم دام سست را

غمگین مباش کار تو گر بی نظام شد

صائب ز شکر تیغ شهادت مبند لب

کاین عمر پنج روزه ازو مستدام شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۰۴انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۰۵شوق می از بهار گل اندام تازه شد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۰۶پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۰۷تا چند دل ترا به هوا وهوس کشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۰۸اشکم به خاک چهره سیلاب می کشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۰۹کلفت ز چرخ دیدهٔ بیدار می‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۱۰آیینه‌ام ز روشنی آزار می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۱۱از روی درد هر که ز دل آه می کشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.