پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۰۱

تا چهره تو از می گلرنگ آل شد

شبنم به روی گل عرق انفعال شد

در هر نظاره یک سروگردن شود بلند

هر کس که محو قامت آن نونهال شد

کوتاهی حیات ز اظهار زندگی است

زان خضر دیر ماند که پوشیده حال شد

در یک دو هفته از نظر شور ناقصان

ماه تمام پا به رکاب هلال شد

در عهد ما که نیست جواب سلام رسم

رحم است بر کسی که زاهل سؤال شد

هرگز نکرده است کسی مهر کینه را

این آب تیره در قدح من زلال شد

برخط فزود هر چه شد از حسن یار کم

ز آنسان که عمر سایه فزون از زوال شد

در آستین هر گرهی ده کرهگشاست

دست است ترجمان زبانی که لال شد

نشنید یک تن از بن دندان حدیث من

از فکر اگر چه پیکر من چون خلال شد

صائب چه طرف بندد ازان حسن بی مثال

آیینه ای که تخته مشق مثال شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۰۳از شب نشین هند دل من سیاه شد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۰۴انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۰۵شوق می از بهار گل اندام تازه شد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۰۶پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۰۷تا چند دل ترا به هوا وهوس کشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۰۸اشکم به خاک چهره سیلاب می کشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۰۹کلفت ز چرخ دیدهٔ بیدار می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۱۰آیینه‌ام ز روشنی آزار می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.