پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹۷

زین درد بی شمار که دل را نصیب شد

خواهد زراه تجربه آخرطبیب شد

نتوان نگاه داشت به زنجیر در بهشت

چشمی که آشنا به خط دلفریب شد

غیرت به بی نیازی من می برند خلق

تا درد بی دوای تو ما را نصیب شد

تیغ برهنه فلک از شرم غمزه ات

زندانی نیام چو تیغ خطیب شد

دلسرد کرد روی تو پروانه را زشمع

گل در زمان حسن تو بی عندلیب شد

چون شانه چاک شد دل شمشاد قامتان

روزی که سرو قامت او جامه زیب شد

گیرایی کمند پروبال جرات است

خال تو از دمیدن خط دلفریب شد

غفلت نگر که بر دل کافر نهاد خویش

هر خط باطلی که کشیدم صلیب شد

تا ذوق خاکبازی طفلانه یافتم

دیوار و در به تربیت من ادیب شد

ما از شکست گوهر خود داغ نیستیم

داغیم از این که گرد یتیمی غریب شد

غافل نشد دمی زنظر بازی خیال

صائب زوصل یار اگر بی نصیب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۹۹تا بهله محرم کمر آن نگار شد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۰۰لعل لبش ز سبزه خط دلنواز شد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۰۱تا چهره تو از می گلرنگ آل شد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۰۲مستانه سرو قامت او در خرام شد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۰۳از شب نشین هند دل من سیاه شد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۰۴انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۰۵شوق می از بهار گل اندام تازه شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۰۶پیری که بار عشق به دوش رضاکشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.