پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۸۷

هر ناله کی به خلوت جانانه می رسد

آنجا کمند نعره مستانه می رسد

دل را گناه نیست در افشای راز عشق

بوی کباب زود به هر خانه می رسد

مردانه است چرخ در آزار اهل دل

زور نه آسیابه همین دانه می رسد

از مهروماه دیده یعقوب فارغ است

از غیب روشنایی این خانه می رسد

دلهای خام رابه خرابات راه نیست

انگور چون رسید به میخانه می رسد

آیینه دار فیض بود جبهه گشاد

اول فروغ مهر به ویرانه می رسد

در ابر شیشه آب مروت نمانده است

ورنه دماغ ما به دو پیمانه می رسد

خاکش به چشم باد صبا سرمه میکشد

تا اشک شمع بر سر پروانه می رسد

در غور معنی از ره صورت توان رسید

مشق خداپرست به بتخانه می رسد

احسان روزگار غلط بخش همچو گنج

گاهی به مار و گاه به ویرانه می رسد

فیض سپهر را دل بیدار می برد

در شیشه هر چه هست به پیمانه می رسد

صائب دل رمیده ما بس که نازک است

ز آواز پاشکست به این خانه می رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۸۹از شعر بهره ای به سخنور نمی رسد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۹۰رهرو ز فکر پوچ به منزل نمی رسد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۹۱هر ساغری به آن لب خندان نمی‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۹۲عمری گذشت و نامهٔ جانان نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۹۳تا گردباد آه به گردون نمی رسد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۹۴هرگز به چشم شوخی ابرو نمی‌رسد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۹۵از خط صفای روی تو پادر رکاب شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۹۶تا دیده محو روی تو شد کامیاب شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.