پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۸۹

از شعر بهره ای به سخنور نمی رسد

از بوی عود فیض به مجمر نمی رسد

دلبر چنان خوش است که دل را کند کباب

آتش به داد عشق سمندر نمی رسد

تا شمع در سرای حضور تو محرم است

از غیب روشنایی دیگ نمی رسد

حسن از نیازمندی عشاق فارغ است

تلخی ز عیش مور به شکر نمی رسد

جمعیت حواس بود مال اهل فقر

این منزلت به هیچ توانگر نمی رسد

صائب وصال خضر به بخت است واتفاق

آواره هر که گشت به رهبر نمی رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۹۱هر ساغری به آن لب خندان نمی‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۹۲عمری گذشت و نامهٔ جانان نمی‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۹۳تا گردباد آه به گردون نمی رسد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۹۴هرگز به چشم شوخی ابرو نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۹۵از خط صفای روی تو پادر رکاب شد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۹۶تا دیده محو روی تو شد کامیاب شد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۹۷زین درد بی شمار که دل را نصیب شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۹۸تا آفتاب رایت گل آشکار شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.