پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۸۶

گردنکشی به سرو سرافراز می رسد

آزاده را به عالمیان ناز می رسد

هر چند بی صداست چو آیینه آب عمر

از رفتنش به گوش من آواز می رسد

همت بلند دار کز این خاکدان پست

شبنم به آسمان به یک انداز می رسد

جویای نامه های سیاه است ابر فیض

آیینه گرفته به پردازمی رسد

یعقوب چشم باخته را یافت عاقبت

آخر به کام خویش نظر بازمی رسد

این شیشه پاره که درین خاک ریخته است

در بوته گداز به هم باز می رسد

آن روز می شویم ز سرگشتگی خلاص

کانجام ما به نقطه آغاز می رسد

در سینه می زند نفس خویش را گره

هرکس که در حقیقت این راز می رسد

از دوستان باغ درین گوشه قفس

گاهی نسیم صبح به من باز می رسد

خون گریه می کند در ودیوار روزگار

دیگر کدام خانه برانداز می رسد

صائب خمش نشین که درین روزگار حرف

از لب برون نرفته به غماز می رسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۸۸شاهی به نشئهٔ می احمر نمی‌رسد
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۸۹از شعر بهره ای به سخنور نمی رسد
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۹۰رهرو ز فکر پوچ به منزل نمی رسد
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۹۱هر ساغری به آن لب خندان نمی‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۹۲عمری گذشت و نامهٔ جانان نمی‌رسد
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۹۳تا گردباد آه به گردون نمی رسد
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۹۴هرگز به چشم شوخی ابرو نمی‌رسد
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۹۵از خط صفای روی تو پادر رکاب شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.