پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰۴

چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟

خط شبرنگ براتی است که راجع نشود

سخن خوب محال است که شایع نشود

نفس پاک براتی است که راجع نشود

یا سبو، یا خم می، یا قدح باده کنند

یک کف خاک درین میکده ضایع نشود

لازم حسن فتاده است پریشان نظری

حفظ پرتو نتوان کرد که ساطع نشود

بوسه هرچند که در کیش محبت کفرست

کیست لبهای ترا بیند و طامع نشود؟

این لب بوسه فریبی که ترا داده خدا

ترسم آیینه به دیدن ز تو قانع نشود

می شناسد همه کس سوخته عشق ترا

داغ سودا نه چراغی است که لامع نشود

حسن هرچند که در پرده در آغوش آید

ادب عشق محال است که مانع نشود

ورق حسن محال است نگردد صائب

هیچ متبوع ندیدیم که تابع نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۰۶عشق را پرده ناموس نگهبان نشود
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۰۷سر آشفته ز دستار بسامان نشود
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۰۸حسن را حلقه خط مانع رفتن نشود
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰۹به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۱۰مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۱۱تن حجاب سفر جان هوایی نشود
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۱۲رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۱۳عاشق دلشده هرچند که آواز دهد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.