پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰۶

عشق را پرده ناموس نگهبان نشود

بادبان پرده مستوری طوفان نشود

خط پاکی است ز اوضاع جهان حیرانی

وقت آیینه به هر نقش پریشان نشود

مصر از چهره یوسف نشود باغ خلیل

تا برافروخته از سیلی اخوان نشود

موم در دامن دریای کرم عنبر شد

کفر در عشق محال است که ایمان نشود

سیر چشمی و بزرگی نشود با هم جمع

مور بی پای ملخ پیش سلیمان نشود

نیست در عالم تسلیم پریشان نظری

دیده کشته محال است که حیران نشود

اختیاری نبود گریه روشن گهران

دیده شمع به سنگ یده گریان نشود

دست گلچین رود از کار ز بسیاری گل

دل پروانه تسلی به چراغان نشود

خواریی هست به دنبال خودآرایی را

پر طاوس محال است مگس ران نشود

گر به این رنگ برآید ز پس پرده بهار

صائب از توبه محال است پشیمان نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۰۸حسن را حلقه خط مانع رفتن نشود
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۰۹به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۱۰مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۱۱تن حجاب سفر جان هوایی نشود
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۱۲رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۱۳عاشق دلشده هرچند که آواز دهد
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۱۴دل ما سلطنت فقر به سامان ندهد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۱۵حسن از دیدن خود بر سر بیداد آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.