پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰۳

چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود

عکس روی تو در آیینه مکرر نشود

چهره تا از عرق شرم و حیا سیراب است

حسن محتاج به پیرایه دیگر نشود

اثر صحبت روشن گهران اکسیرست

موم در بحر محال است که عنبر نشود

هر تنک مایه که گیرد سخن از مردم یاد

همچو طوطی خجل از حرف مکرر نشود

عمر را قامت خم باز ندارد ز شتاب

تیر را بال و پر از بحر کمان تر نشود

می رسد مزد خموشان ز نهانخانه غیب

دهن غنچه محال است که پر زر نشود

دل بیطاقت ما صبر ندارد، ورنه

موجه ای نیست درین بحر که لنگر نشود

رفتن و آمدن مردم آزاده یکی است

این سپندی است که بار دل مجمر نشود

رهزن از راه محال است نهد پای به راه

طینت کج قلمان راست به مسطر نشود

گره گوشه ابروی بخیلان به ازوست

چون گهر هرکه ز آبش دهنی تر نشود

به که برگرد دل خویش بگردد صائب

سفر کعبه کسی را که میسر نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۰۵دل عاشق تهی از اشک دمادم نشود
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۰۶عشق را پرده ناموس نگهبان نشود
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۰۷سر آشفته ز دستار بسامان نشود
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰۸حسن را حلقه خط مانع رفتن نشود
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۰۹به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۱۰مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۱۱تن حجاب سفر جان هوایی نشود
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۱۲رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.