پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۰۱

راه مقصود طی از آبله پا نشود

گره از رشته به دندان گهر وا نشود

محفل آرای سخن را طرفی در کارست

طوطی از آینه بی واسطه گویا نشود

عشرت روی زمین در گره دلتنگی است

غنچه تا سر به گریبان نکشد وا نشود

می رسند اهل سخن از قلم آخر به نوال

خار این نخل محل است که خرما نشود

رهرو بادیه عشق و تأمل، هیهات

سیل هرگز گره سینه صحرا نشود

پاک گردید ز داغ کلف آیینه ماه

صفحه سینه ما نیست مصفا نشود

دل از اندیشه فردای قیامت خون است

صحبت خلق همان به که مثنی نشود

جوهر آینه شد موج شکستن صائب

هیچ غماز ندیدیم که رسوا نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۰۳چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۰۴چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۰۵دل عاشق تهی از اشک دمادم نشود
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰۶عشق را پرده ناموس نگهبان نشود
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۰۷سر آشفته ز دستار بسامان نشود
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۰۸حسن را حلقه خط مانع رفتن نشود
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۰۹به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۱۰مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.