پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۹۸

اگر از همسفران پیشتر افتم چه شود؟

پیش ازین قافله همچون خبر افتم چه شود؟

مرده ام تا ز دل سنگ برون آمده ام

در دل سوخته ای چون شرر افتم چه شود؟

شهر چون لاله به دلسوختگان زندان است

گر به صحرا من خونین جگر افتم چه شود؟

چند اوقات به تعمیر صدف پوچ شود؟

گر به فکر دل روشن گهر افتم چه شود؟

هرکه در مغز رسد، پوست بر او زندان است

اگر از هر دو جهان بیخبر افتم چه شود؟

چون ز پا می فکند سختی ایام مرا

زیر کوه غم او از کمر افتم چه شود؟

چون به خشکی ز نبات است ثمر بید مرا

در برومندی اگر در ثمر افتم چه شود؟

من که چون آب دلم با همه عالم صاف است

در ته پای گل و خار اگر افتم چه شود؟

پر پروانه شد از سوختگی سرمه شمع

در فروغ تو گر از بال و پر افتم چه شود؟

عمرها رفت که چون زلف، پریشان توام

زیر پای تو شبی گر بسر افتم چه شود؟

توتیا شد گهرم زین صدف تنگ فلک

گر برون زین صدف بدگهر افتم چه شود؟

روزگاری است که از پوست برون آمده ام

همچو بادام اگر در شکر افتم چه شود؟

این که در جستن عیب دگران صد چشمم

به عیوب خود اگر دیده ور افتم چه شود؟

سایه چون کوه گران است به وحشت زدگان

گر ز خود یک دو قدم پیشتر افتم چه شود؟

یوسف جان نه عزیزی است که ماند در بند

گر به زندان تن مختصر افتم چه شود؟

نیست در یوزه دیدار، گدایی صائب

از نظربازی اگر در بدر افتم چه شود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۰۰در سر زلف تو مجنون دل فرزانه شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۰۱راه مقصود طی از آبله پا نشود
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۰۲مانع شور جنون سلسله پا نشود
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰۳چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۰۴چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۰۵دل عاشق تهی از اشک دمادم نشود
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۰۶عشق را پرده ناموس نگهبان نشود
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۰۷سر آشفته ز دستار بسامان نشود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.