پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶۷

زدوزخ گرمی هنگامه صحبت نمی ماند

حضور خانه در بسته از جنت نمی ماند

به خواب عافیت از دولت بیدار قانع شو

که خواب امن از بیداری دولت نمی ماند

سبکباری گزین تا از فرو رفتن شوی ایمن

که بر روی زمین قارون زجمعیت نمی ماند

نمی سازد حصاری تنگی جا بیقراران را

که ریگ از جستجو در شیشه ساعت نمی ماند

شود زنگ خجالت شسته زود از چهره پاکان

که بر دامان یوسف گردی از تهمت نمی ماند

به دام دوربینی صید کن این برق جولان را

که تا بر خویشتن جنبیده ای فرصت نمی ماند

تهی مغزی که دارد فکر صید خلق در خلوت

کمند وحدتش از حلقه کثرت نمی ماند

مجولذت زخورد و خواب صائب در کهنسالی

که در پایان عمر از زندگی لذت نمی ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶۹سخن پوشیده در لعل لب جانان نمی‌ماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۷۰به دل مژگان آن ناآشنا پنهان نمی ماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷۱دهان تنگ آن شیرین پسر پنهان نمی ماند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۷۲سر شوریده را فکر سرانجامی نمی ماند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۷۳زآتش گل به اعجاز رخ نیکو برویاند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷۴حباب و موج را هر کس که از دریا جدا بیند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۷۵رخ بهبود کار خویش آن غافل چسان بیند؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷۶همین سرگشتگی چشم حریص از مال می بیند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.