پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۵۹

زگرمی خون من جوهر به تیغ او بسوزاند

فروغ لاله من آب را در جو بسوزاند

دل آن طالع کجا دارد کز آن رخسار گل چیند؟

مگر دلهای شب داغی به یاد او بسوزاند

میسر نیست از دنیا گذشتن هر سبکرو را

که این صحرا نفس در سینه آهو بسوزاند

به تیغ خویش رحمی کن نداری رحم اگر برمن

که جوهر را زگرمی خون من چون مو بسوزاند

به داغ ناامیدی خرمن خورشید می سوزد

کجا مشت خس و خار مرا آن رو بسوزاند؟

نگردد آب از سنگین دلی در حلقه چشمش

دو عالم را اگر برق نگاه او بسوزاند

پس از مردن به خاک من گل افشاندن به آن ماند

که با صندل عزیز خویش را هندو بسوزاند

زدود عنبرینش بوی ریحان بهشت آید

سپندی را که صائب آتش آن رو بسوزاند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶۱که در عیش و طرب پیوسته در دار فنا ماند؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶۲نگردد زهر سبز آنجا که تریاق از زمین روید
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶۳ز اسباب جهان حسرت به دنیادار می‌ماند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶۴زخون خوردن اثرهای نمایان باز می ماند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶۵نصیب خویش هر کس یافت در دنیا نمی ماند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۶۶دل از غش صاف چون گردید در دنیا نمی ماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۶۷زدوزخ گرمی هنگامه صحبت نمی ماند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶۸ز دل در سینه غیر از آه غم‌پرور نمی‌ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.