پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۶۲

نگردد زهر سبز آنجا که تریاق از زمین روید

در آن کشور که باشد غمگساری غم کجا ماند؟

خدنگ راست رو زود از کمان دلگیر می گردد

دل آگاه در زیر فلک یک دم کجا ماند؟

زهر گردش فلک بر خاک ریزد رنگ طوفانی

بنای عمر با این سیلها محکم کجا ماند؟

هجوم بوالهوس نگذاشت در کوی تو یک عاشق

درین هنگامه پر دیو و دد آدم کجا ماند؟

اگر سنجی به میزان وفا کوه غم ما را

ترا در پله انصاف، سنگ کم کجا ماند؟

زبی شرمی نماند آبروی نیکوان صائب

حیا تا هست این گلزار بی شبنم کجا ماند؟

در آن دل از هلاک عشقبازان غم کجا ماند؟

گره در خاطر خورشید از شبنم کجا ماند؟

عبث پیچیده در جان سبکرو جسم پا در گل

مسیحای زمان در دامن مریم کجا ماند؟

چنین کز دیده شوخ کواکب می جهد آتش

دل بی داغ در معموره عالم کجا ماند؟

مسلسل چون شود امواج، می پاشد ز هم کشتی

به حال خویش دل در زلف خم در خم کجا ماند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۶۴زخون خوردن اثرهای نمایان باز می ماند
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶۵نصیب خویش هر کس یافت در دنیا نمی ماند
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۶۶دل از غش صاف چون گردید در دنیا نمی ماند
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۶۷زدوزخ گرمی هنگامه صحبت نمی ماند
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶۸ز دل در سینه غیر از آه غم‌پرور نمی‌ماند
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۶۹سخن پوشیده در لعل لب جانان نمی‌ماند
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۷۰به دل مژگان آن ناآشنا پنهان نمی ماند
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۷۱دهان تنگ آن شیرین پسر پنهان نمی ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.