پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۹

خط از بیباکی آن حسن عالمگیر می پیچد

که جوهر بر خود از خونریزی شمشیر می پیچد

جنون را هست در غافل حریفی دست گیرایی

که مجنون با کمال ضعف گوش شیر می پیچد

میسر نیست دل را از غبار خط برون رفتن

که پای سیل را این خاک دامنگیر می پیچد

گزیر از دوزخ سوزان نباشد نفس کجرو را

به آتش راست بتوان ساختن چون تیر می پیچد

کمند عزت دنیاست پیچ و تاب خواریها

عبث در کنج زندان یوسف از زنجیر می پیچد

که در صید دل من می کند چین زلف مشکین را؟

که در هر گام دست و پای این نخجیر می پیچد

نشد خط غمزه بیباک را مانع زخونریزی

زجوهر کی زبان جرأت شمشیر می پیچد؟

زبیباکی حنا بر پای خواب آلود می بندد

گرانجانی که بر آب و گل تعمیر می پیچد

نخواهد دید فردا روی آتش را گنهکاری

که بی آتش چو مو از خجلت تقصیر می پیچد

به آب خضر صائب گرد راه از خویش می شوید

ز روی صدق هر رهرو که بر شبگیر می پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۱شکر لعل لبش در تلخی دشنام می‌پیچد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۲مرا آه از خموشی در دل دیوانه می پیچد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۳خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵به هر آب تنک کی همت من آشنا گردد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۷زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۸مباد از باده آن لبهای خون آشام تر گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.