پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۳

خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد

کز این محراب هر حاجت که می خواهی روا گردد

در ایام خط از عاشق عنا نداری نمی آید

گدای شرمگین در پرده شب بی حیا گردد

دل بیگانه خوی من میانجی برنمی دارد

من و حسنی که پیش از چشم با دل آشنا گردد

زمطلب چون گذشتی سر نهد مطلب به دنبالت

فلک بر مدعا گردد چو دل بی مدعا گردد

سخنور شکوه بیهوده دارد از تهیدستی

نمی داند که نی چون پر شکر شد بینوا گردد

زیاد پیری افتد رعشه در رگهای جان من

چو شمعی کز نسیم صبحدم بی دست و پا گردد

تمنای رهایی داشتم از خط، ندانستم

که از هر حلقه ای در صید دل دامی جدا گردد

زدرد داغهای مشکسود من خبر دارد

به عشق نو خطی هر کس که صائب مبتلا گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵به هر آب تنک کی همت من آشنا گردد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۷زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۸مباد از باده آن لبهای خون آشام تر گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۹غم از سنگ ملامت نیست سرگرم محبت را
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲۰در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲۱مبادا دولت دنیا نصیب بد گهر گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۲نمی بندد کمر هر کس کز او زنار برگردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.