پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۲۰

در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد

ندارد ناله جانسوز چون نی پر شکر گردد

اگر یوسف چنین از پیر کنعان باخبر گردد

زکنعان بوی پیراهن گریبان چاک برگردد

نمی گیرد به خود نقش قدم این دشت پروحشت

مگر بوی جگر ما را به مجنون راهبر گردد

مده در بحر هستی لنگر تسلیم را از کف

که هر چینی که بر ابروزنی موج خطر گردد

نمی سوزد به بیمار محبت دل طبیبان را

زبیتابی مگر خون در رگ ما نیشتر گردد

محال است از محیط خودنمایی سر برآوردن

کدامین عکس را دیدی که از آیینه برگردد؟

ندارد می پرستی حاصلی غیر از سبکباری

خوشا مستی که از میخانه بی دستار برگردد

دل عاشق به فکر سینه پر خون نمی افتد

به کنعان این عزیز از مصر هیهات است برگردد

زسرو او کنار هر خس و خاری گلستان شد

همان آغوش ما چون حلقه از بیرون در گردد

نمی آید زما عاجزکشی چون خصم کم فرصت

دم شمشیر ما از یک نگاه عجز برگردد

یکی از چشم بندیهای عشق این است عاشق را

که همزانو بود با یار و دنبال خبر گردد

نمی دارد ترازوی عدالت سنگ کم صائب

گذارد هر که دندان بر جگر صاحب گهر گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۲۲نمی بندد کمر هر کس کز او زنار برگردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲۳نسیم صبحگاه از غنچه ام دلگیر برگردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲۴زفیض عشق دلهای مخالف مهربان گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲۵اگر از پرده زلف سیه رویش عیان گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۲۶سبکروحی که چون پروانه بر گرد سخن گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲۷بغیر از خامه کز بیطاقتی گرد سخن گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲۸کسی تا چند مغلوب شراب لاله گون گردد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۹چنین از خون اگر دامان آن گل لاله گون گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.