پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۲

مرا آه از خموشی در دل دیوانه می پیچد

که از بی روزنیها دود در کاشانه می پیچد

زخال دلفریب او رهایی چشم چون دارم؟

که بر بال و پر من همچو دام این دانه می پیچد

دل دیوانه ای جسته است پنداری ز زندانش

که چون زنجیر بر خود طره جانانه می پیچد

تو از آمیزش عشاق پهلو می کنی خالی

وگرنه شعله بر بال و پر پروانه می پیچد

اگرچه شانه پیچد دست زلف خوبرویان را

سر زلف گرهگیر تو دست شانه می پیچد

شکوهی هست با بی خانمانی خاکساری را

که پای سیل را بر یکدگر ویرانه می پیچد

اگرچه مستی حسن از سرش برده است بیرون خط

زپرکاری همان دستار را مستانه می پیچد

سیه روزی به قدر قرب باشد عشقبازان را

که در فانوس دود شمع بیش از خانه می پیچد

مگر کرده است بیخود نکهت گل عندلیبان را؟

که دست شاخ گل را باد گستاخانه می پیچد

خوش آن رهرو که همچون گردباد از گرم رفتاری

بساط عمر را بر هم سبکروحانه می پیچد

درین وحشت سرا هر کس زحقگویی به تنگ آمد

به چوب دار چون منصور بیتابانه می پیچد

به جوش سینه من برنیاید مهر خاموشی

که زور باده ام قفل در میخانه می پیچد

مکن چون بیدلان زنهار در پرخاش کوتاهی

که دست عاجزان را چرخ نامردانه می پیچد

زبس ناسازگاری عام شد در روزگار ما

بساط خواب را بر یکدگر افسانه می پیچد

چنین کز درد پیچیده است افغان در دل تنگم

کجا آوازه ناقوس در بتخانه می پیچد؟

زوحشت صید در آتش گذارد نعل صیادان

زسنگ کودکان دانسته سردیوانه می پیچد

من بی دست و پا چون طی کنم این راه را صائب؟

که پای برق و باد اینجا به هم طفلانه می پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵به هر آب تنک کی همت من آشنا گردد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۷زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۸مباد از باده آن لبهای خون آشام تر گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۹غم از سنگ ملامت نیست سرگرم محبت را
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲۰در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۱مبادا دولت دنیا نصیب بد گهر گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.