پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۱

شکر لعل لبش در تلخی دشنام می‌پیچد

ز شیرینی زبانش بوسه در پیغام می‌پیچد

گل امیدواری می‌توان چید از عتاب او

به ظاهر گرچه گوش آرزوی خام می‌پیچد

دل پرخون عاشق می‌شود گلگونه رویش

به این عنوان اگر آن زلف عنبرفام می‌پیچد

درین صحرا که دامن بر کمر بسته است کهسارش

زهی غافل که پا در دامن آرام می‌پیچد

رهایی نیست از موج حوادث بی‌قراران را

ز بی‌تابی به بال و پر فزون این دام می‌پیچد

ز غفلت رشته امید خود کوتاه می‌سازد

گدای کوته‌اندیشی که در ابرام می‌پیچد

به دست پر، عنان نتوان گرفتن اسب سرکش را

تهیدستی عنان نفس بدفرجام می‌پیچد

اگر صید مراد هر دو عالم در کمند آرد

ز ناکامی همان صائب دل خودکام می‌پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۳خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵به هر آب تنک کی همت من آشنا گردد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۷زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۸مباد از باده آن لبهای خون آشام تر گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۹غم از سنگ ملامت نیست سرگرم محبت را
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۰در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.