پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۱۷

زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد

کف افسوس می گردد صدف چون بی گهر گردد

به اندک فرصتی می گردد از جان سیر تن پرور

زگوهرهای فربه رشته لاغر زودتر گردد

مکش رو در هم از طوفان چو بی ظرفان درین دریا

که هر چینی که بر ابرو زنی موج خطر گردد

اگر چون خار و خس خود را زبی برگی سبک سازی

درین دریا ترا هر موجه ای بال دگر گردد

زخود بیگانه، با خلق آشنا گشتم ندانستم

که هر کس آشنای خود نگردد دربدر گردد

مرا می زیبد از اهل بصیرت لاف بینایی

به قدر داغ اگر دل آدمی را دیده ور گردد

به ذوقی شویم از جان دست در سرچشمه تیغش

که خضر از آب حیوان با دهان خشک برگردد

رود از دست بیرون زر چو بیش از قدر حاجت شد

که خون فاسد چو شد آهن ربای نیشتر گردد

کنار و بوس می خواهم زخوبان، نیستم طوطی

که از آیینه رخساران به حرف و صوت برگردد

دل روشن زموج انقلاب آسوده می باشد

نجنبد آب گوهر بحر اگر زیر و زبر گردد

دل افسرده نگشاید به حرف دلگشا صائب

نسیم از غنچه پیکان گریبان چاک برگردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۹غم از سنگ ملامت نیست سرگرم محبت را
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲۰در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲۱مبادا دولت دنیا نصیب بد گهر گردد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۲۲نمی بندد کمر هر کس کز او زنار برگردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۲۳نسیم صبحگاه از غنچه ام دلگیر برگردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۲۴زفیض عشق دلهای مخالف مهربان گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۲۵اگر از پرده زلف سیه رویش عیان گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۲۶سبکروحی که چون پروانه بر گرد سخن گردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.