پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۸

دل آزاده از طولِ اَمَل بسیار می پیچد

که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد

کدامین بی ادب زد حلقه بر در، این گلستان را؟

که هر شاخ گلی بر خویشتن چون مار می پیچد

حجاب آب و گِل گردیده سنگِ راه یکتایی

و گر نه رشته تسبیح بر زنار می پیچد

به این بی ناخنی چون می خراشم سینه خود را

صدای تیشه فرهاد در کهسار می پیچد

نمی دانم چه می ریزد زِ کِلکِ نامه پردازم

که هر سطری به خود از درد چون طومار می پیچد

ازین بستانسرا با دست خالی می رود بیرون

سبکدستی که بر هر دامنی چون خار می پیچد

به دور چشم او انگشت زنهاری است هر مژگان

که از بیمار بدخو روز و شب غمخوار می پیچد

مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد

که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ز بار درد من کوه گران بر خویش می پیچد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۱شکر لعل لبش در تلخی دشنام می‌پیچد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۲مرا آه از خموشی در دل دیوانه می پیچد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۳خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵به هر آب تنک کی همت من آشنا گردد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶بهار از روی گلرنگ تو با برگ و نوا گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۷زدندان ریختن عقد سخن زیر و زبرگردد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.