پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۶

سرشک تلخ من در گنبد خضرا نمی‌گنجد

که می پرزور چون افتاد در مینا نمی‌گنجد

به بی‌رنگی قناعت کن اگر با عشق یکرنگی

که هرجا عشق آمد رنگ در سیما نمی‌گنجد

نمی‌دانم چه خواهد بود احوال گران‌جانان

که تنهایی در آن وحدت‌سرا تنها نمی‌گنجد

مرا کرد از وطن آواره آخر جوهر ذاتی

که گوهر چون یتیم افتاد در دریا نمی‌گنجد

دلیلی بر شکوه عشق ازین افزون نمی‌باشد

که مجنون با کمال ضعف در صحرا نمی‌گنجد

برون تا رفتم از خود تنگ شد روی زمین بر من

که از خود هرکه بیرون رفت در دنیا نمی‌گنجد

اگر بیعانه خواهد زلف او عقل و دل و دین را

بده صائب که چند و چون درین سودا نمی‌گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰۸دل آزاده از طولِ اَمَل بسیار می پیچد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰۹خط از بیباکی آن حسن عالمگیر می پیچد
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ز بار درد من کوه گران بر خویش می پیچد
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۱شکر لعل لبش در تلخی دشنام می‌پیچد
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۲مرا آه از خموشی در دل دیوانه می پیچد
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۳خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴دو بالا می شود طول امل چون قد دو تا گردد
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵به هر آب تنک کی همت من آشنا گردد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.