پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵۷

عیش دل شکسته به آزار بسته است

جوش بهار آبله در خار بسته است

گرد کدورت از دل من دار می برد

دور نشاط نقطه به پرگار بسته است

دل در برم چو برگ خزان دیده می تپد

آرام من به ساغر سرشار بسته است

روی زمین ز سبزه بیگانه ساده است

آیینه نگاه تو زنگار بسته است

گرد یتیمی گهر شاهوار من

راه نگه به چشم خریدار بسته است

روی توجه دل شیرین به کوهکن

پاداش همتی است که بر کار بسته است

دیوانه ام، ز وسوسه رزق فارغم

رزقم به سیر کوچه و بازار بسته است

در پرده حسن از نگه شوخ چشم ماست

یوسف دکان ز جوش خریدار بسته است

مرگ از تعلق تو به اسباب مشکل است

از سر گذشتن تو به دستار بسته است

جوش بهار، رخنه به دیوار می کند

بیهوده باغبان در گلزار بسته است

تسبیح، گل به روزن توفیق می زند

سر رشته نجات به زنار بسته است

صائب چگونه منع کند عشق را ز دل؟

راه طبیب را که به بیمار بسته است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۵۹آن کس که تاج را به فریدون گذاشته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۶۰یک دل هزار زخم نمایان نداشته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۶۱عارف به اختیار خود از سر گذشته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۶۲بر گلشن آنچه زان گل خودرو گذشته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۶۳بر طفل اشک خون جگر دست یافته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۶۴این گردباد نیست که بالا گرفته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۶۵آتش به مغزم از می احمر گرفته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۶۶زلفش به هر دو دست عنانم گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.