پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۴

بیم و امید در دل اهل جهان پر است

هرجا که رنگ و بو ست بهار و خزان پر است

دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت

ما را همان ز شکوهٔ روزی دهان پر است

از چشم کور قطرهٔ اشکی است بی‌شمار

گر ذره‌ای است مردمی از آسمان پر است

نان خسان به خشکی منت سرشته است

زان لقمه الحذر که در او استخوان پر است

بلبل گلوی خویش عبث پاره می‌کند

گوش گل از ترانهٔ آب روان پر است

با خامشان بود در و دیوار هم‌سخن

چون بی‌زبان شوی همه‌جا هم‌زبان پر است

از فیض عشق روی زمین گوش تا به گوش

از گفت‌وگوی صائب آتش‌زبان پر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹۶از شادی جهان غم دلدار خوشترست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۹۷عشق گهرشناس به دیوانه خوشترست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹۸جانهای آرمیده ز مردم رمانترست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹۹خط را به دور عارض او شان دیگرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۰آیینه دار روی تو شرم و حیا بس است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۲رخساره ترا ز عرق دیده‌بان بس است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۳صبح امید من نفس سرد من بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.