پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۲

با آب خضر آن خط شبگون برابرست

لفظی که تازه است به مضمون برابرست

این نشأه ای کزان لب نوخط به من رسید

خاکش به خون باده گلگون برابرست

خطی که از ذقن به بناگوش می رود

در خاصیت به تبت وارون برابرست

در ملک آرمیده حسن است خط سبز

گردی که با هزار شبیخون برابرست

در خانمان خرابی ما خشکی سپهر

با ترکتاز قلزم و جیحون برابرست

در زیر پای عشق، سر خاکسار ماست

آن کاسه سرنگون که به گردون برابرست

بی انتظار می رسد از غیب باده اش

هر دیده را که آن لب میگون برابرست

شوری که سنگ بر خم هستی زند ترا

با حکمت هزار فلاطون برابرست

موج سراب و طره لیلی، ز بیخودی

در دیده یگانه مجنون برابرست

سودای عشق در سر مجنون بی کلاه

با تکمه کلاه فریدون برابرست

مشکل که سر برآورد از خاک، روز حشر

تخم امید ما که به قارون برابرست

در چشم داغ دیده صائب درین بهار

هر لاله ای به کاسه پر خون برابرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹۴بیم و امید در دل اهل جهان پر است
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۹۵با ما یکی است هر که ز مردم جداترست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹۶از شادی جهان غم دلدار خوشترست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹۷عشق گهرشناس به دیوانه خوشترست
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۹۸جانهای آرمیده ز مردم رمانترست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹۹خط را به دور عارض او شان دیگرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۰آیینه دار روی تو شرم و حیا بس است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱خشتی مرا ز کوی تو در زیر بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.