پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۲

ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است

پی کشیدن دل هر بنفشه قلابی است

لباس تقوی ما را فروغ گل برقی است

کتان توبه ما را شکوفه مهتابی است

برای زیر و زبر کردن بنای صلاح

هوای ابر و نسیم بهار سیلابی است

ز برق و باد قدم وا کن که شبنم و گل

به روی آینه از دست رفته سیمابی است

اگر چه دولت بیدار گلشن است بهار

برای مردم بیدرد، پرده خوابی است

ز فکر ساقی و ساغر، حباب آسوده است

هوا بر تنک ظرف، باده نابی است

به کیش ما که وضو دست شستن از جان است

ز خویش هر که تهی گشته است، محرابی است

به هر رهی که روی، می رود به خانه حق

ز هر دری که درآیی، ز معرفت بابی است

به لاغری خط پاکی ز فربهی بستان

وگرنه هر سر موی تو تیغ قصابی است

به احتیاط سخن کن که دولت بیدار

در آن حریم که صائب بود، گرانخوابی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶۴عمارتی که نگردد خراب، همواری است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶۵به نوخطان نگرستن دلیل دیده وری است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۶درین جهان که سرانجام خانه پردازی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۶۷میی که درد ندارد صفای درویشی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶۸شدم غبار و همان خارخار من باقی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۹مرا که پرده چشم و حجاب هر دو یکی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۷۰چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۱ازان مرا شب و روز سیاه هر دو یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.