پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۶۱

خط تو چهره گشای بهار آینه است

تبسمت گل جیب و کنار آینه است

ز اشتیاق تماشای خود چه خواهی کرد؟

که آه غیرت من پرده دار آینه است

هزار میکده خون جگر تلف کردیم

هنوز چهره ما شرمسار آینه است

قسم به عشق که از فیض پاکدامانی است

که خلوت همه خوبان کنار آینه است

ملامت دل صائب ز عشق بی اثرست

همیشه حسن پرستی شعار آینه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶۴عمارتی که نگردد خراب، همواری است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۵به نوخطان نگرستن دلیل دیده وری است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۶۶درین جهان که سرانجام خانه پردازی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶۷میی که درد ندارد صفای درویشی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۸شدم غبار و همان خارخار من باقی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۹مرا که پرده چشم و حجاب هر دو یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۷۰چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.