پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۳

کسی که بوسه بر آن لعل جانفزا زده است

چو خضر غوطه به سر چشمه بقا زده است

ز عطسه غنچه نشکفته در چمن نگذاشت

به کاکل که شبیخون دگر صبا زده است؟

نموده است گل آلود آب حیوان را

به زیر تیغ تو هر کس که دست و پا زده است

به چشم سخت فلک آب رحم می گردد

کدام سنگدل آتش به کشت ما زده است؟

به باد رفت سر غنچه تا دهن وا کرد

که خنده ای ز ته دل به مدعازده است؟

ز آفتاب حوادث کباب زود شود

کسی که خواب به سر سایه هما زده است

سفینه ای است درین بحر بیکنار مرا

که تخته بر سر تدبیر ناخدا زده است

ز خون بی ادب خویش می کشم خجلت

که بوسه بر کف پای تو چون حنا زده است

به سعی وا نشود دل، وگرنه دانه من

چو آب، قطره درین هفت آسیا زده است

ز پیش زود رود پای کوته اندیشی

که تکیه در ره سیلاب بر عصا زده است

برون ز بحر گهر می رود به دست تهی

حباب وار گره هر که بر هوا زده است

ز خواب امن کسی بهره می برد صائب

که پشت پای به دنیای بیوفا زده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵۵به نیم جلوه کسی کشوری بهم نزده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵۶چه شوخی از نگه بیگناه ما شده است؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۵۷جهان ز عکس رخ آن یگانه پر شده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۵۸هنوز خنده ازان لب بدر نیامده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵۹کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۰به دوست نامه نوشتن، شعار بیگانه است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱خط تو چهره گشای بهار آینه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.