پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۵

به نیم جلوه کسی کشوری بهم نزده است

به یک پیاده کسی لشکری بهم نزده است

ز چشم شوخ تو شد ملک صبر زیر و زبر

به یک نگاه کسی کشوری بهم نزده است

مرا به بلبل تصویر، رحم می آید

که در هوای تو بال و پری بهم نزده است

هوای خانه بود چون حباب دشمن من

بساط عیش مرا صرصری بهم نزده است

ز اشتیاق تو بر هم زدم دو عالم را

به این نشاط، دو کف دیگری بهم نزده است

شمار داغ مرا بوالهوس چه می داند؟

ز پاره های جگر دفتری بهم نزده است

سری به عالم آسودگی بکش صائب

ترا که کاکل سیمین بری بهم نزده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵۷جهان ز عکس رخ آن یگانه پر شده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵۸هنوز خنده ازان لب بدر نیامده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۵۹کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۶۰به دوست نامه نوشتن، شعار بیگانه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱خط تو چهره گشای بهار آینه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۴عمارتی که نگردد خراب، همواری است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.