پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۶

چه شوخی از نگه بیگناه ما شده است؟

که شرم تشنه به خون نگاه ما شده است

خدای تیغ ترا مهربان ما سازد

که سخت جانی ما سنگ راه ما شده است

ز طعن اهل ملامت چه پشت سر خاریم؟

کنون که سنگ ملامت پناه ما شده است

ز گرد بالش داغ جنون چه سر پیچیم؟

که این ز روز ازل تکیه گاه ما شده است

به غیر پنجه خونین، دگر کدامین گل

عزیز کرده طرف کلاه ما شده است؟

رخش که آینه را رو به خاک می مالید

ز خط سبز، بلای سیاه ما شده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵۸هنوز خنده ازان لب بدر نیامده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵۹کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۶۰به دوست نامه نوشتن، شعار بیگانه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱خط تو چهره گشای بهار آینه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶۲ز موج لاله و گل باغ عالم آبی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۶۳ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۴عمارتی که نگردد خراب، همواری است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۵به نوخطان نگرستن دلیل دیده وری است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.