پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۵۲

ز خاک همچون هدف هر که سر برآورده است

به جرم سرکشی از تیر پر برآورده است

دلم چو برگ خزان دیده باز می لرزد

که آه سرد دگر از جگر برآورده است؟

تو چون ز خویش توانی برآمد ای زاهد؟

که زهد خشک به روی تو در برآورده است

ز غیرت لب لعل تو آه سرد کشد

نه رشته است که سر از گهر برآورده است

که کرده است ز دل دست آرزو کوتاه؟

که این سفینه ز موج خطر برآورده است؟

فغان که حسن گلوسوز حرف، چون طوطی

مرا ز خامشی چون شکر برآورده است

ترا که بال و پری هست سیر کن صائب

که پای خفته مرا از سفر برآورده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵۴رفو به چاک دل خسته هیچ کس نزده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۵۵به نیم جلوه کسی کشوری بهم نزده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۵۶چه شوخی از نگه بیگناه ما شده است؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۵۷جهان ز عکس رخ آن یگانه پر شده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۵۸هنوز خنده ازان لب بدر نیامده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۵۹کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۶۰به دوست نامه نوشتن، شعار بیگانه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۶۱خط تو چهره گشای بهار آینه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.