پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۰

به لب مباد رهش ناله ای که بی اثرست

گره شود به گلو گریه ای که بیجگرست

گل نمک به حرامی است تیره روزی داغ

شکسته رنگی خون از خمار نیشترست

لبش به حرف عتاب آشنا نگردیده است

هنوز آتش یاقوت، مفلس شررست

کدام فتنه گر امشب درین چمن بوده است؟

که رخت لاله پر از خون و گل شکسته سرست

نمک ز خنده گل برده است گریه من

ز چشم بی ادبم باغبان باغ ترست

کسی که پاس نفس چون حباب نتواند

همیشه چون صدف هرزه خند بی گهرست

شکایت از ستم چرخ ناجوانمردی است

که گوشمال پدر خیرخواهی پسرست

نخورده ام به دل شبنمی درین گلشن

چو خون لاله و گل خون من چرا هدرست؟

هزار طاقت ایوب می شود کمری

چه دستگاه سرین و چه پیچش کمرست

لبی که از نفس بوسه رنگ می بازد

چه جای جلوه تبخاله های بد گهرست؟

سپر فکند فلک پیش آه من صائب

علاج دشمن غالب فکندن سپرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲مگیر غفلت خود سهل اگر چه یک نظرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸۴به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ز سیم و زر نظر بی نیاز ما سیرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۶به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۷صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۸چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۹به دام خلق مقید شدن گل هوس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.