پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۹

ترا ز جان غم مال ای خسیس بیشترست

علاقه تو به دستار بیشتر ز سرست

خطر به قدر فزونی است مالداران را

که خون فاسد، آهن ربای نیشترست

مریز پیش بخیل آب روی خود زنهار

که آب تیشه سزاوار نخل بی ثمرست

زمین پاک بود کهربای دانه پاک

صدف ز پاکی دامن همیشه پرگهرست

ز آفتاب نگردد به رنگ و بو غافل

درین ریاض چو شبنم کسی که دیده ورست

ترا ز داغ عزیزان رفته نیست خبر

وگرنه لاله این باغ، پاره جگرست

زبان شکوه ندارم ز خاکساریها

چگونه سبز شود دانه ای که پی سپرست؟

درآ به عالم بی انقلاب بیرنگی

که ماهتاب و کتان همچو شیر با شکرست

یکی هزار شد از سینه بیقراری دل

به مرغ وحشی ما آشیانه بال و پرست

ز پرده سوزی شب، صبح شد گریبان چاک

عدوی پرده خویش است هر که پرده درست

به مرگ باز نمانند سالکان ز طلب

میان ره نکند خواب هر که دیده ورست

می رسیده ز خم جلوه می کند در جام

نهفته های پدر جمله ظاهر از پسرست

به قدر پاس ادب فیض می رساند حسن

که جای بهله کوتاه دست، بر کمرست

ز دلشکستگی خود غمین مشو صائب

که شیشه چون شکند در دکان شیشه گرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸۱بهار عنبر شبها سفیده سحرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲مگیر غفلت خود سهل اگر چه یک نظرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۴به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ز سیم و زر نظر بی نیاز ما سیرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۶به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۷صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۸چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.