پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۸

چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست

مدام ساغرش از صاف عیش لبریزست

به خال گوشه ابروی او مبین گستاخ

که چون ستاره دنباله دار خونریزست

فغان که نرگس بیمار خوبرویان را

شکستن دل ما چون شکست پرهیزست

همیشه در دل فرهاد می کند جولان

چه شد که دامن شیرین به دست پرویزست

زمان حسن قدیم ترا که می داند؟

که آسمان یکی از سبزه های نوخیزست

ز آتش نفس گرم ما خطر دارد

چو خار، محتسب شهر اگر چه سر تیزست

ز آسمان کهنسال دلخراش ترست

اگر چه سبزه رخسار یار، نوخیزست

ز سنگ، چشمه خون می کند روان صائب

ز بس که درد دل من سرایت آمیزست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۹۰مرا ز دور تماشای خط یار بس است
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹۱منم که دام بلایم رهایی قفس است
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹۲زمین ز سایه ابر بهار گلپوش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹۳به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹۴تن آهنین و نفس گرم و دل رمیده خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹۵دل رمیده ما از نظاره در پیش است
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ز ابر اگر چه هوای بهار ناصاف است
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹۷نه انجم است که زینت فروز نه فلک است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.