پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۹

به دام خلق مقید شدن گل هوس است

شکارهرزه مرس همچو موج خار و خس است

ز خوان رزق، هما استخوان نمی یابد

شکر وظیفه مورست و روزی مگس است

ترا ستیزه به انجم نمودن از خامی است

جدل به سنگ کند میوه ای که نیمرس است

دوبار بر رخ او دیدن از مروت نیست

نگاه اول من چون نگاه باز پس است

ز رحمتش به گنه ناامید نتوان شد

غبار خاطر دریا ز سیل، یک نفس است

منه به نقش و نگار زمانه دل صائب

که پیش سیل حوادث تمام خار و خس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۹۱منم که دام بلایم رهایی قفس است
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹۲زمین ز سایه ابر بهار گلپوش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹۳به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹۴تن آهنین و نفس گرم و دل رمیده خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹۵دل رمیده ما از نظاره در پیش است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ز ابر اگر چه هوای بهار ناصاف است
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹۷نه انجم است که زینت فروز نه فلک است
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ز ملک و مال، دل بی نیاز ما سبک است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.