پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۹۱

منم که دام بلایم رهایی قفس است

وداع زندگیم در جدایی قفس است

نمی توان به زر گل مرا به دام آورد

ز بیضه مرغ دل مرا هوایی قفس است

هنوز در گره غنچه است نکهت گل

چه وقت چاک گریبان گشایی قفس است؟

مقیدان همه از تنگی قفس نالند

منم که ناله ام از دلگشایی قفس است

ز چوب خشک مگویید گل نمی روید

شکست بال، گل آشنایی قفس است

چو کعبه گرد قفس طوف می کند شب و روز

دگر چه چون دل صائب فدایی قفس است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۹۳به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۹۴تن آهنین و نفس گرم و دل رمیده خوش است
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۹۵دل رمیده ما از نظاره در پیش است
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹۶ز ابر اگر چه هوای بهار ناصاف است
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹۷نه انجم است که زینت فروز نه فلک است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹۸ز ملک و مال، دل بی نیاز ما سبک است
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹۹اگر چه زلف ترا دل ز کفر تاریک است
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۰۰ز خم طلوع سهیل شراب نزدیک است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.