پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۱

بهار عنبر شبها سفیده سحرست

خوشا کسی که ازین نوبهار بهره ورست

چرا ز سنگ ملامت شکسته دل باشم؟

که همچو موج مرا از شکست بال و پرست

به خود فروشدگان فارغند از آشوب

کمند وحدت گرداب، موجه خطرست

نگاه دار گرت چون عقیق آبی هست

که خضر بادیه عشق، آتشین جگرست

کدام شاخ گل امشب گذشت ازین بستان؟

که همچو سبزه خوابیده سرو پی سپرست

چه سود نعمت بسیار تنگ روزی را؟

ز بحر، قطره آبی وظیفه گهرست

همیشه می کشد از روی باغبان خجلت

چو سرو و بید درین باغ هر که بی ثمرست

حضور هر دو جهان فرش آستان کسی است

که زرنگار سرایش ز روی همچو زرست

اگر چه کوه غم عشق سخت سنگین است

نظر به طاقت فرهاد، سایه کمرست

من و ملازمت غم، که دستگاه نشاط

ز چشم مردم این روزگار تنگترست

درازتر بود از رشته رنج باریکش

درین بساط چو سوزن کسی که دیده ورست

شود ز گوشه نشینی فزون رعونت نفس

سگ نشسته ز استاده سرفرازترست

حضور خاطر اگر هست در شکیبایی است

دلی که صبر ندارد همیشه در سفرست

خبر ز درد ندارند بیغمان صائب

وگرنه منت صندل بتر ز دردسرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸۴به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸۵ز سیم و زر نظر بی نیاز ما سیرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۶به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۷صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۸چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۹به دام خلق مقید شدن گل هوس است
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹۰مرا ز دور تماشای خط یار بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.