پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۸۴

به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست

غنیمت است که سیلاب ما سبکسیرست

دلی که بال و پر همتش نریخته است

اگرچه در ته خاک است، آسمان سیرست

مرا به میکده عزم شکست توبه رساند

رسد به نیت خود هر که نیتش خیرست

ز نقش خود نتواند گذشت کوته بین

اگر به کعبه رود بت پرست، در دیرست

به خود نیامدن اهل عشق تنبیهی است

که آشنایی خود، آشنایی غیرست

ز قلقل بط می عارفی شود آگاه

که با خبر چو سلیمان ز منطق الطیرست

مدار چشم اقامت ز دولت دنیا

که سایه پر و بال هما سبکسیرست

جواب آن غزل است این که آذری فرمود

که ناامید مباشید، عاقبت خیرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۸۶به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۸۷صفیر شهپر توفیق، حسن آوازست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸۸چو شبنم آن که درین بوستان سحرخیزست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۹به دام خلق مقید شدن گل هوس است
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۹۰مرا ز دور تماشای خط یار بس است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹۱منم که دام بلایم رهایی قفس است
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹۲زمین ز سایه ابر بهار گلپوش است
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۹۳به هر کجا نبود حسن، آفتاب خوش است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.